تبلیغات
تدفین شهدا در دانشگاه امیر کبیر

تدفین شهدا در دانشگاه امیر کبیر

جمعه 9 اسفند 1387

چه بگویم؟

نویسنده: محمدرضا هوشیارزاده   

چه کنم؟ ذهنم مشغول است، نمی توانم روی درسم تمرکز کنم شاید نوشتن تسکینی باشد...

تدفین شهدای گمنام ذهنم را مشغول کرده، خود تدفین نه، حاشیه های آن. این صدا ها مدام در گوشم می پیچد: "دانشگاه قبرستان نیست" "سوء استفاده ی سیاسی خواهید کرد" "بسیجی برو گمشو ". بس است این همه هیاهو، بس است. ازجنجال بیزارم. به جای این حرفها بیا چند دقیقه بنشین و فکر کن. به دور از هیاهو، به دور از شبه و جواب، راست و حسینی فکر کن. شاید آن وقت نتیجه بگیری. ولی ... ولی بعید می دانم بتوانی. ذهنت را پر کرده اند - انباشته -

من با کی باید بحث کنم؟ برای که باید استدلال و برهان بیاورم؟ برای تو که شهید را مرده می دانی؟ البته حق داری، تو که شهید را نمی شناسی چگونه خواهی توانست او را زنده و در کنار خود احساس کن؟ مگر تا به حال چند بار به سخنان آنان گوش داده ای؟ تا به حال چند تا از وصیت نامه های آنان را خوانده ای؟ اصلا این حرف ها را بی خیال... تو از جنگ چه می دانی؟ تو از عراق و ایران و خرمشهر چه می دانی؟ فقط اینکه امام اشتباه کرد که جنگ را پس از فتح خرمشهر ادامه داد؟ تو، خود تو را می گویم تو که داری این متن را می خوانی، تا به حال چند بار بر سر مزار شهدا رفته ای؟ تا به حال چند بار در کنار مزارشان زیازت عاشورا خوانده ای؟ چقدر در کنار قبورشان اشک ریخته ای؟

این ها را بی خیال... تا به حال چند بار روی مین پریده ای؟ تا به حال چند بار ترکش های خمپاره و خمسه خمسه را در آغوش گرفته ای؟ تا به حال چند بار با سیم های خاردار دست داده ای؟ آخرین باری که منور را در آغوش گرفتی و بوی گوشت تن سوخته ات را استشمام کردی کی بود؟ آخرین بار کی گاز خردل را بوییدی؟ این ها را بی خیال... تا به حال چند بار گم نام شده ای؟ آخرین بار که به جبهه رفتی را یادت می آید؟

همان بار که رفتی و سی سال بعد برگشتی؟ چون در بحبوحه ی نبرد پلاکت را لای سیم های خاردار جا گذاشتی گچ و سیمانت خواندند، تو را محصولی جدید از کارخانه ی شهیدِ گمنام سازی احمدی نژاد و پسران نامیدند. از تو که چیزی باقی نمانده بود جز چند قطعه استخوان. نمی دانم چرا ولی هرچه گشتم استخوان یکی از دستانت را پیدا نکردم... همان ها را در کفن پیچیدم و در تابوت گذاشتم خواستم تا همیشه در کنارم باشی. تو خود رفتی و استخوان هایت را جا گذاشتی، خواستم استخوان هایت را به دانشگاه بیاورم شاید که نشانی تو را به من هم بدهند...

حال من چه دلیل و برهانی می توانم برایت بیا ورم؟ از حق و حقیقت برایت چه بگویم؟ تو که به بهانه ی سوء استفاده از شهدا تابوت هایشان را پس زدی.برای چه باید دلیل بیاورم؟ برای سوء استفاده ای که نکردم و در آینده احتمالا خواهم کرد؟ برهان بیاورم برای اینکه در آینده احتمالا قصد ایجاد خفقان را ندارم؟ تو اگر راست می گویی، تو اگر واقعا نگران حفظ ارزش ها ی آنان هستی خود شهدا را پذیرا باش و تا آخر خط هم پای شهیدان و حفظ آرمان ها ی آنان از گزند سوء استفاده های حزبی بمان. ولی ... ولی از چه می ترسی از چه؟ از اینکه شهدای گمنامِ غریبِ دشت های غریب را در آغوش بگیری؟ تا به حال ضجه های مادرانشان را شنیده ای؟ آنان که در خانه را هیچ وقت نمی بندند به امید آنکه...

مسئله تدفین شهدا نیست، مسئله این است که تو شهید را نمی شناس. تو اگر مقام شهید را می دانستی هرگز او را دست مایه ی بازی های سیاسی قرار نمی دادی. تو مقام شهید را آنقدر پایین آوردری که او را بازیچه ی آزادی چند دانشجو کردی، تدفینش را بهانه ای برای آغاز دوباره ی فعالیت هایت قرار دادی.

و اگر غیر از این بود هرگز اینگونه رفتار نمی کردی.

شنبه 3 اسفند 1387

سیاست هوشمندانه

نویسنده: محمدرضا هوشیارزاده   

کم کم به روز تدفین شهدا نزدیک می شویم...

در این میان خودم را جای مخالفین تدفین گذاشتنم و به این فکر کردم که چه سیاستی باید پیش گرفت. نتایج جالب بدست آوردم که می خواهم آنها را با شما در میان بگذارم:

1) همان طور که اطلاع دارید حدود 1 ماه پیش شهدای گمنام در دانشگاه تهران هم دفن شدند. انجمن اسلامی دانشگاه تهران هم بیانیه ای صادر کرد. در این بیانیه بیان شده است که چون در فضای حاکم هر گونه اظهار نظر و انتقاد به معنای مخالفت با شهدا تلقی می شود این مراسم را به نظاره می نشینیم... باکمی تامل در این بیانیه دیدم که انجمن اسلامی بهترین راه را برگزیده است. آنان به خوبی درک کرده اند که نباید مسائل سیاسی را با این مراسم قاطی کرد. مهم ترین مسئله ای که این روز ها در بین مخالفان مطرح است سوء استفاده ی سیاسی از شهدا است. حال این سوال پیش می آید که این نگرانی را چگونه باید برطرف کرد؟ با مخالفت با تدفین شهدا؟ اگر این گونه به این مسئله جواب داد خواه نا خواه کار ما مخالفت با شهیدان در نظر گرفته می شود. ولی به نظر من راه دیگری هم وجود دارد. و آن این است که با اعلام مواضع و نگرانی های خود به پیشواز شهدا برویم. نباید این گونه باشد که شهدا را جدای از خود بدانیم بلکه باید با آغوش باز آنها را پذیرا باشیم و خود را از طرف داران پروپا قرص شهدا معرفی کنیم تا بدین وسیله بتوانیم از سوء استفاده ی سیاسی از شهدا جلو گیری کنیم. با موافقت با ورود شهدا اعلام می کنیم که آرمان های ما جدا از آرمان های شهدا نیست و ادامه ی کار ما هم سعی در در حفظ ارزش های شهدا است. این گونه است که می توانیم به اهداف خود برسیم. اگر با تدفین شهدا در دانشگاه مخالفت کنیم. پس از دفن آنان نمی توانیم حرفی از حفظ ارزش های شهدا و جلو گیری از سوء استفاده های سیاسی بزنیم. زیرا از همان اول با ورودشان مخالفت کرده ایم و در ادامه ی کار هم نمی توانیم درباره ی آنان اظهار نظری بکنیم.به نظر من بهترین سیاست این است که به جای مخالفت با اصل موضوع، هوشمندانه آن را پذیرا باشیم و در ادامه ی روند تلاش کنیم جلوی سوء استفاده را بگیریم و در عین حال خود را از شهدا محروم نکنیم.

2) اگر این مراسم را صرفا یک جریان سیاسی در نظر بگیریم و هر گونه بحث ارزشی را هم نفی کنیم باز هم به نظر من مخالفت با دفن شهدا راه چاره نیست. علت هم این است که( بیایید با خود رو راست باشیم و خودمان را گول نزنیم) شهدا در هر صورت در دانشگاه دفن خواهند شد. تعداد مخالفین آن قدر ها هم زیاد نیست که بگوییم اکثریت دانشجویان با این بحث مخالفند. از طرف دیگر این مراسم، یک مراسم صرفا دانشجویی نیست و از طرف دانشگاه برگزار می شود و اعتراضات عده ای از دانشجویان نمی تواند باعث برگزار نشدن مراسم شود. پس چرا ما با آنکه می دانیم با حرف ما موافقت نخواهد شد یک شکست را به خود تحمیل کنیم؟ زیرا پس از تدفین شهدا این گونه تلقی می شود که ما دیگر در دانشگاه طرفداری نداریم و کسی به حرف ما گوش نمی دهد( زیرا مخالفت ها یا انعکاس داده نمی شود و یا اینکه اینگونه بازتاب داده می شود که "عده قلیلی از دانشجویان با این جریان مخالفت کردند." که حالت دوم بعد منفی بیشتری دارد. پس تصمیم آگاهانه این است که خود پذیرای شهدا باشیم و از اینکه شهدا متعلق به گروهی خاص از جمله بسیجیان معرفی شوند جلو گیری کنیم.

 

سه شنبه 29 بهمن 1387

به این سوالات پاسخ دهید

نویسنده: صادق اشتری   

لطفا به این سوالات پاسخ دهید
در خبرنامه ی شورای صنفی که در تاریخ 23 بهمن 87 منتشر شد ، نوشته ای با عنوان نامه ای به پدر آمده است . این نوشته سوالاتی در ذهنم به وجود آورده است که می خواستم جوابشان را بدانم :
1-      نوشته اید که (( دیگر پدر نیست و در ظاهر سعی بر اکرام اوست )) . درست است که پدر نیست و از او آرمانها و ارزشهای فراموش نشدنی اش باقی مانده است اما جسد او هم باقی مانده است . آیا نمی توان هم آرمانهایش را مورد احترام قرار داد هم جسدش را ؟ به هر حال پدر فقط آرمان و ارزش و داستان و افسانه نبود ، انسان بود و روی زمین زندگی می کرد و جسمی هم داشت .
2-      نوشته اید که (( در ظاهر سعی بر اکرام اوست )) . آیا این به این معنی است که عده ای فقط ظاهر او را ، یعنی جسد او را تکریم می کنند یا بدین معنی است که عده ای ادعا می کنند که جسد و اندیشه ی او را تکریم می کنند ولی اینکار را نمی کنند ؟ اگر پاسخ گزینه ی اول باشد که ایرادی ندارد . به هر حال فقط جسم را مورد احترام قرار دادن بهتر از اصلا تکریم نکردن است و در اصل باید بگوییم چرا اندیشه تکریم نمی شود نه اینکه چرا جسم تکریم می شود .
و اگر پاسخ گزینه ی دوم باشد این سوال مطرح می شود که چرا ما  که با رفتار مدعیان مخالفیم خودمان جسم و فکر شهید را با هم تکریم نکنیم تا شان و مرتبه ی شهید مورد بی مهری قرار نگیرد ؟
3-      نوشته اید (( چرا تنها مقبره ی شهدای ما گرامی داشته می شود )) . سوال خوبی است چرا که اینجا نگفته اید چرا مقبره ی شهدا گرامی داشته می شود وطبیعی است که این سوال مطرح نشود چون گرامی داشتن قبر شهدا کار خوبی است و آنچه بد است فراموش کردن آرمانهای شهداست که به آن اشاره کردید . اما این سوال پیش می آید که شهدا چه آرمانهایی داشته اند و چه کسانی این آرمانها را فراموش کرده اند ؟ اگر ممکن است پاسخ دهید .
4-      شما بارها در این متن از آرمان شهدا و آرمان پدران سخن به میان آورده اید و در جایی پرسیده اید (( آرمان پدران ما چه بود ؟)) . برای من هم این سوال پیش آمده است . واقعا آرمان شهیدان چه بود ؟ مردی و مردانگی و غیرت و این جور چیزها ؟؟ ممکنه دقیقتر بگید ؟
5-      ببخشید سوال قبلی اضافی بود چون خودتون دو سه خط بعدش نوشتید (( آرمان پدران ما این بود که ملت آزاد زندگی کنند و آزادی آنها به چارچوبها محصور نشود )) . چه جالب اینرو تا حالا نشنیده بودم . اگر ممکن است کمی درباره ی چارچوبها توضیح دهید و دیگر اینکه مثلا متنی از وصیتنامه یا دست نوشته ی یک شهید جنگ 8 ساله بیاورید که نوشته باشد آرمان من این است که آزادی ملت به چارچوبها محصور نشود .
6-      نوشته اید که (( در ایران نیز ما به مانند هزاران کشور دیگر هزاران فدایی وطن داریم که از هر قوم و مذهب و قبیله ای می باشند )) . آیا منظور شما از این جمله این است که کشته های جنگ 8 ساله ی ایران و عراق ، فقط افرادی وطن پرست بودند و فقط به فکر حفظ مرزها بودند ؟ ممکن نیست که کمی هم به فکر حفظ دستاوردهایی بوده باشند که پیش تر به دست آمده بود ؟ یک کشور اسلامی ، کشوری که مقید به چارچوبهای اسلام باشد ؟ نمی دانم ولی شاید بتوان از متن وصیتنامه و دست نوشته های شهدا فهمید که به دنبال چه بودند .
7-      نوشته اید که (( به جای اینکه آنها را از این سو به آن سو ببریم )) . بهتر نبود از لفظ تشییع استفاده می کردید ؟ به هر حال هرکس حتی اگر شهید هم نباشد بعد از مرگ تشییع می شود چرا شهدا نباید تشییع شوند و به قول شما از این سو به آن سو بروند .
8-      و در آخر نوشته اید (( به گسترش آرمانهای آنها در عمل بپردازیم و سربازان وطن از هر مذهب و قومی را در معرض سوء استفاده ی گروهی خاص قرار ندهیم )) .
اول اینکه آن گروه خاص چه سوء استفاده ای از سربازان وطن می کنند ؟ وچگونه این کار را می کنند ؟ و آیا سوء استفاده ی گروهی خاص از شهدا باید باعث شود که جسد و آرمان آنها را با هم تکریم نکنیم ؟ آیا سوء استفاده ی گروهی خاص چیزی از ارزش آرمان شهدا می کاهد ؟ همانطور که خودتان هم پیش از این در این نوشته آورده اید نه . اگرچه ، ممکن است بتوانند آرمانهای دیگری را به جای آرمانهای شهدا جا بزنند که البته این مشکل را هم با تبلیغ بیشتر آرمانهای واقعی شهدا می توانید رفع کنید .
دوم اینکه ، اگر عده ای عملا آرمانها و ارزشهای شهدا را گسترش نمی دهند ، شما این کار را بکنید تا وظیفه ی جامعه نسبت به شهدا ادا شود .

پایان

دوشنبه 28 بهمن 1387

آیا امیرکبیر = شریف ؟

نویسنده: محمدرضا هوشیارزاده   

حدودا 3 سال پیش شهدای گمنام در دانشگاه شریف هم به خاک سپرده شدند. و از همانجا بود که این مسئله این قدر مورد توجه قرار گرفت. به دلیل مخالفت ها و جنجال های به پاشده در آن دانشگاه موضوع از حساسیت زیادی برخوردار شد و در سطح کشور بازتاب زیادی داشت. اکنون می خواهیم در این پست به علل آن جنجال ها بپردازیم.

ابتدا پیشنهاد می کنم برای اطلاع کامل به چند سایت که تقریبا بی طرفانه موضوع را نقل کرده اند مراجعه کرده و سیر مراسم را مشاهده کنید. البته به چند وبلاگ مخالف و موافق سر بزنید و نظرات هر دو طرف را ببینید.(با یک جستجوی ساده در گوگل به راحتی قابل دسترس است)

حال می پردازیم به اشکالات مخالفان و موافقان در آن جمع

الف) اشکالات موافقان طرح:

1) خود موافقان طرح هنوز بر سر موضوع به توافق کلی نرسیده بودند و بحث هنوز نیمه تمام بود که شهدا برای تدفین آورده شدند.

2) اطلاع رسانی در رابطه با این موضوع بسیار بد بود به گونه ای که اکثر دانشجویان در روز تدفین متوجه موضوع شدند.

3) با مسئولین دانشگاه ها به طور کامل هماهنگی نشده بود

4) موافقان طرح هم که در روز تدفین در مسجد تجمع کرده بودند نمی دانستند که شهدا قرار است همان روز شهدا دفن شوند!

5) موافقان دلایل خود را در رابطه با منفعت های این موضوع به خوبی بیان نکرده بودند. و سعی در توجیه منطقی و مناسب دیگر دانشجویان هم نداشتند

ب) اشکالات مسئولین دانشگاه:

1) شاید بتوان گفت که مسئولین دانشگاه بزرگترین اشتباه را در این رابطه داشتند. آنجا که مسئول فرهنگی دانشجویان به آنان تعهد داد که تدفین تا قبل از عید برگزار نمی شود و بعد از آن هم به همه پرسی گذاشته می شود. در حالی که چنین تعهدی اصلا در حوزه ی اختیارات او نبود و توانایی اجرای تعهد خود را نداشت

2) این اشتباه باعث شد که دانشجویان از برآورده نشدن تعهد آن مسئول خشمگین شوند که جریانات بعدی را رقم زد.

ج) اشکالات مخالفین:

1) عده ی بسیاری از مخالفان بدون آنکه دلیل موجهی داشته باشند با این طرح مخالفت می کردند. و صرفا با تکرار کردن حرفهایی از جمله اینکه "دانشگاه قبرستان" نیست و  "از این کار بهره ی سیاسی برده خواهد شد" با این طرح مخالفت می کردند(توضیحات در مورد این جملات را در پست های قبل بخوانید). بسیاری از مخالفان صرفا به لحاظ جو حاکم بر دانشگاه با این طرح مخالف بودند و از اقامه ی دلیل منطقی عاجز بودند.

2) در روز تدفین شهدا هنگامی که شهدا آورده شدند بسیاری از مخالفین برای نگه داشتن حرمت شهدان و عدم بی احترامی به آنان از سر راه کنار رفتند ولی عده ای همچنان باقی ماندند. دانشجویان دختر در سر راه تابوت ها زنجیر انسانی تشکیل دادند تا مانع ورود آنها شوند، با دست بر تابوت شهیدان کوبیدند وترقه در راه تشییع کنندگان انداختند...

3)در طول مراسم خاکسپاری بسیاری از دانشجویان مخالف ادب را رعایت نکردند و حرمت شهید را نگه نداشتند. به طوری که حرفهایی زشت و شعار های نا پشندی داده شد

4) پس از اتمام مراسم دانشجویان خشمگین به ریاست دانشگاه حمله ور شدند و او را مورد ضرب شتم قرار دادند. که منجر به بردن وی به بیمارستان شد(حتی از انتقال وی به بیمارستان توسط آمبولانس هم جلوگیری کردند!)

5) دانشجویان شیشه های یکی از ساختمان ها را با پرتاب سنگ شکستند.

***

این بود شریف و ماجرایش...

حال این سوال پیش می آید که آیا در دانشگاه امیر کبیر هم  همین وضع پیش خواهد آمد؟

با بررسی حوادث به وجود آمده در شریف می توان فهمید که جواب "خیر" است. زیرا که بسیاری از مشکلات مربوطه امروز وجود ندارند. همگی به حرمت شهید اعتقاد دارند و حاضر به شکستن آن نیستند. اطلاع رسانی بسیار بهتر انجام شده، مسئولین آن اشتباهات را تکرار نکرده اند، با گذشتن چند سال از تدفین شهدا بسیاری از سوالات و شبهات برطرف شده اندو...

بدون شک آن مشکلات دیگر به وجود نخواهد آمد و جو دانشگاه ما با دانشگاه شریف در آن دوره بسیار متفاوت است. اما شریف تجربه ی خوبی بود که به همه از مخالفین و وموافقین گرفته تا مسولان دانشگاه درس های بسیاری آموخت. باید عبرت گرفت و آن اشتباهات را دوباره تکرار نکرد.

 

 

شنبه 26 بهمن 1387

عناد تا کجا؟

نویسنده: محمدرضا هوشیارزاده   

در سایت autnews.us تصاویری قرار داده شده مبنی بر اینکه در روز تدفین شهدا ی گمنان در دانشگاه تهران بسیجیان با اتوبوس از دیگر دانشگاه ها به دانشگاه تهران آمدند، آن هم به صرف نهار!؟!

عکس های قرار داده شده را می توانید اینجا ببینید. پس از تحقیقات به عمل آمده مشخص شد که به غیر از عکس اول بقیه ی عکس ها مربوط به دیدار رییس جمهور با بسیجیان دانشگاههای سراسر کشور که در دانشگاه تهران برگزار شد است. از روی کیفیت عکس ها هم می توان فهمید که عکس اول با دیگر عکس ها کاملا متفاوتند...

بیایید سرسری از این موضوع نگذریم. آن دسته از افرادی که خود از مصادره به مطلوب شدن تدفین شهدا توسط دولت اظهار نگرانی می کنند، خود اولین کسانی هستند که از این موضوع آن هم با نسبت های دروغ به نفع خود استفاده می کنند. در خبر دیگری هم آمده است که دانشجویان از جمع آوری امضا در دانشگاه برای مخالفت با تدفین شهدا ترتیب داده شده بود استقبال پرشوری کرده اند. اولا که این نظر سنجی غیر قانونی بود و هیچ مجوزی برای آن صادر نگشته بود. ثانیا بنده که شخصا آن جا حضور داشتم دیدم که استقبال دانشجویان به هیچ وجه قابل توجه نبود و خود برگزار کنندگان هم از کمی تعداد دانشجویان گله داشتند و به هر کس که آنجا حضور داشت اصرار می کردند که به دیگران هم خبر بدهند تا بیابند و امضا بدهند. برگزار کنندگان هم پس از مدتی نظرسنجی را متوقف کردند.

در پی انتشار مطالبی دیگردر سایتautnews.us برآن شدم تا باز هم آن مصاحبه را مورد نقد قرار دهم. علت اینکه مصاحبه ها را در این وبلاگ می آورم این است که در سایت ذکر شده اجازه ی انتشار نظرات بدون تایید مدیر سایت را نمی دهد. البته این کار در راستای دفاع از حق آزادی بیان است که سایت مذکور داعیه ی آن را دارد!
در هر صورت من برای روشن سازی مطلب  مصاحبه را عینا از سایت autnews نقل می کنم. مطالبی که با رنگ بنفش نوشته شده اند نقدهای من هستند:





در پی احتمال دفن شهید در دانشگاه صنعتی امیر کبیر که به طور مشکوکی مصادف با بازداشت ۴ تن از اعضای اصلی انجمن اسلامی پلی تکنیک شده است، اعضا انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی امیرکبیر گفتگویی با جواد اعلایی از فعالین گذشته این انجمن انجام داده اند که در آن به بررسی علل دفن شهید در دانشگاه پرداخته شده است.

 - بحث تدفین شهدا از مدت ها قبل بیان شده است و ربطی به تجمع و بازداست شدن اعضای انجمن اسلامی سابق ندارد. می توان مشاهده کرد که چه کسی در حال سوء استفاده از تدفین شهدا و مصادره به مطلوب آن در جهت اهداف خود است.

این گفتگو را در زیر می خوانید:

 

خبرنامه امیر کبیر: هدف پروژه دفن شهدا در دانشگاهها چیست؟

 

اعلایی: دانشگاه از ابتدای انقلاب مسئله نظام بود، همواره گروهها و تشکلهای گوناگونی در دانشگاه حضور داشتند که بعضا مخالف نظام عمل میکردند. در آن زمان در سه دانشگاه پلی تکنیک، تهران و شریف، ۱۱ تشکل جدی دانشجویی وجود داشت که تنها یکی از آنها هوادار حکومت بود. حتی در آن زمان فضا به گونه ای نبود که تشکلی، کسی از سران حکومت را به دانشگاه دعوت کند. چون در آن زمان دانشگاه در دست حکومت نبود. اما با جریان انقلاب فرهنگی و تصفیه شدید در طی دوسال، دانشگاه باز شد . گاها از کلاس ۴۰ نفری فقط ۳ نفر باقی ماندند. اینگونه دانشگاه ابزاری در دست حاکمیت شد تا به این نقطه رسیدیم.

 

حاکمیت همواره با دانشگاهها مشکل داشته است، حالا که انجمن های اسلامی از فضای حکومتی خارج شده اند و از اسلام قرائتی حکومتی ندارند، حکومت دست به دامان زور و اعمال قدرت شده است. یکی از روشهای اعلام حضور و قدرت نمایی در دانشگاه دفن شهدا در دانشگاه است، با شیوه ای سمبلیک و نمادین.

- لازم به ذکر است که انجمن اسلامی سابق به علت افراط ها و توهین های بیش از حدش به درخواست خود دانشجوبان امیر کبیر منحل شد و این مسئله ربطی به حکومت ندارد. چنانچه در دیگر دانشگاه ها انجمن های اسلامی به کارخود ادامه دادند.

همانگونه که در ابتدای انقلاب برای اعمال حجاب در جامعه ، طی انقلاب فرهنگی شعار “یا روسری یا تو سری” را مطرح کردند. بقول یکی از بزرگان حکومت: رضاخان مردم را با زور بی حجاب کرد، ما مردم را با زور با حجاب.

 

با شعارها و نمادهای مذهبی و دینی، و استفاده از ارزشها قصد اعمال سلطه را بر مردم دارند.

 - در سال های اخیر شاهد دفن شهدا در دیگر دانشگاه ها بوده ایم. از این مسئله در هیچ جایی سوء استفاده ی تبلیغاتی توسط حکومت، دولت و یا هیچ مرجع دیگری صورت نگرفته است. خود ادعا کنندگان هم هیچ دلیل و یا حتی مثالی هم نمی آورند و لجوجانه بر گفته ی خود اصرار می ورزند. این ادعا بار ها و بارها در سال های قبل نیز مطرح شده و هیچگاه نیز دلیل و مصداقی برای آن آورده نشده است.

خبرنامه امیر کبیر: پس از نظر شما این حرکت دو هدف را دنبال می کند : ۱-امتداد انقلاب فرهنگی ۲-اسلامی کردن دانشگاهها.

 

اعلایی: این حرکت انقلاب فرهنگی نیست، تنها ایجاد پایگاه و پاتوقی جدید برای حاکمیت در دانشگاههاست. اینان پیشتر از این پایگاههایی چون دفتر نهاد رهبری و بسیج دانشجویی را در دانشگاه ایجاد کردند، در حالیکه حضور این عناصر در دانشگاه هیچ محلی از اعراب ندارد. حال به فکر ایجاد پاتوقی جدید و قدرتمند به نام یادمان شهدا افتاده اند.

- دلایل انجام این طرح در پست قبلی آورده شده. و این حرف که این حرکت بی دلیل است صحت ندارد.

خبرنامه امیر کبیر: تفاوت این پاتوق جدید با آن دو پایگاه قبلی چیست؟

 

دفتر نهاد رهبری و بسیج دانشجویی دو پروژه شکست خورده اند که به اهدافی که می خواستند نرسیده اند. این دو پایگاه در طی این سالها تحت تاثیر جو اخلاقی و فرهنگ حاکم بر دانشگاهها قرار گرفته اند و داشتن تعاملات با دانشجویان سبب شده که مدنی تر عمل کنند.

 - بسیج در طول این سال ها به فعالیت خود ادامه داده و همچنان با دانشجوبان تعامل دارد.

این پایگاه جدید دست طرفداران افراطی حاکمیت را باز می کند تا برای اجرای هر برنامه ای سر قبر شهدا حاضر شوند، زیرا خود را مالک آن شهدا می دانند. عناصر حاکمیت می خواهند برنامه های افراطی خود را در این پایگاه تعریف کرده و نهاد رهبری و بسیج دانشجویی را نیز با خود همراه ساخته و به سمت رفتار غیر مدنی در دانشگاهها ببرند. ایجاد میلیشای نظامی برای مبارزه با دانشجویان و جریانهای دانشجویی.

 - هیچ کس نمی تواند خود را مالک شهدا معرفی کند، شهدا در جهت اهداف ملی و مذهبی و در دفاع از کشور و همه مردم جان خود را فدا کرده اند و متعلق به همه ی مردم ایرانند با هر مذهب و تفکری. درضمن در طول این سال ها که شهدا در دیگر دانشگاه ها بوده ایم درکجا بسیج برنامه های افراطی(!) خود را در پایگاه شهدا برگزار کرده؟ در کدام دانشگاه میلیشیای نظامی برای مبارزه با دانشجویان تشکیل شده؟ چرا هیچ مثالی آورده نمی شود و یک ادعای بی اساس بار ها و بار ها تکرار می شود؟

خبرنامه امیر کبیر: در مورد اسلامی کردن دانشگاهها که هدف دیگر این پروژه است بیشتر توضیح دهید.

 

اعلایی: پروژه اسلامی کردن در دانشگاهها در طی این ۳۰ سال بطور جدی پیگیری شده است. الگوها و مکاتب جامعه شناسی و فلسفی که امروز در دانشگاهها تدریس می شود، پس از انقلاب فرهنگی استحاله عظیمی یافته، در و دیوار دانشگاهها پر از شعارها و دیوار نوشته های اسلامی است، اساتید منتقد حذف شده و دیگر اساتید از ترس اخراج مدافع امیال حاکمیت گشته اند، دانشجویان برای ادامه تحصیل باید ظاهری مورد پسند حکومت داشته باشند و…. پس اسلامی سازی در دانشگاهها انجام شده است.

 - اسلامی کردن دانشگاه ها... مگر انقلاب اسلامی ما که با حضور اکثریت مطلق مردم به پیروزی رسید هدفی جز اسلامی کردن فضای کشور (از جمله دانشگاه ها) داشته است؟ مگر دانشجویانی که نقش مهمی در انقلاب داشتند خواهان اسلامی شدن دانشگاه ها نبودند؟ از چه می ترسیم از اینکه اسلام در دانشگاهها پررنگ شود؟ این حرف به راستی نشان گر هدف معاندین با تدفین شهدا است. آنها با خود اسلام مشکل دارند نه با یک مراسم.

اما موضوع دیگر درصد مقبولیت نظام حاکمه در دید مردم است، آمار رسمی حاکی از شرکت ۴۷ درصدی مردم در انتخابات است. پس ۵۳ درصد مردم مشروعیتی برای نظام قائل نیستند و در انتخابات شرکت نمی کنند. با تسری این موضوع به دانشگاه می بینیم که حداقل ۵۳ درصد دانشجویان اصلا اخلاق و قیافه حکومتی در دانشگاه را برنمی تابند، پس دولت قادر نخواهد بود که اینگونه، با تصرف دانشگاه، آن را اسلامی کند.

 - شرکت نکردن در انتخابات به معنای قائل نبودن مشروعیت برای نظام نیست. به معنای بیخیالی نسبت به آینده ی کشور است زیرا که همه ی احزاب از مخالفان نظام تا موافقان بر حضور بیشتر در انتخابات تاکیید دارند. در ضمن اگر مردم نظام را مشروع نمی دانستند این تعداد زیاد از مردم در راهپیمایی ها(از جمله 22 بهمن امسال) و سخنرانی رییس جمهور و دیگر سران و بزرگان مملکت شرکت نمی کردند. اکثریت مردم کلیت نظام را قبول دارند و بارها آن را اعلام کرده اند واختلاف نظرها در مورد نحوه ی پیشبرد اهداف نظام جمهوری اسلامی است نه کلیت آن.

خبرنامه امیر کبیر: چرا شهید را ابزاری برای ایجاد پایگاه جدید در دانشگاه کرده اند؟

 

اعلایی: دیگر نیروی حکومتی نداشتند که در دانشگاه بیاورند، حتی وزارت اطلاعات هم در دانشگاه پایگاه دارد، حراست دانشگاه!

 

دفن شهید ویژگی های خاصی برایشان دارد. اما موضوعی که اینجا قابلیت طرح دارد اینست: آیا حکومت از علاقه شدیدش به شهداست که این پروژه را آغاز کرده است ؟

 

اگر پاسخشان مثبت باشد، اولی تر این است که این شهدا را در مجلس، قوه قضاییه، وزارتخانه ها و حوزه های علمیه که محل کار خودشان است دفن کنند. اما می بینیم که آنجا دفن نمی کنند و به دانشگاه می آورند یا کوهستانها و جاهایی که محل تفریح مردم است. امروز حکومت در دستان اقلیتی است که قصد تصرف امکان مختلف را دارد و شهدا را ابزاری برای تصرف جاهایی که در دسترسش نیست قرار داده است. حکومت می داند که در دانشگاه جایگاه ندارد، پس پشت شهدا سنگر گرفته و از آنجا برای تصرف دانشگاه حمله می کند.

- شهدا در بسیاری از اماکن از جمله مساجد و سازمان ها به خاک سپرده شده اند(آخریش هم مسجد بلال صدا و سیما بود). ثانیا این ها دلیلی برای نادرست بودن تدفین شهدا در دانشگاه نیست. در مورد اینکه در چه جاهای دیگری هم شهدا باید قبره داشته باشند می توان بحث واظهار نظر کرد ولی این به معانای غلط بودن تدفین در دانشگاه ها نیست.

خبرنامه امیر کبیر: شما به عنوان فردی که مدتها در جبهه ها حضور داشتید به نظر شما آیا خانواده های شهدا با این عمل موافقند؟

 

اعلایی: هیچ کسی از جانب خانواده ی آنها نمی تواند صحبت کند. خانواده های شهدا از طیف های متفاوتی هستند، موافق،مخالف…. همه ی مردم حتی آنان که مخالف جنگ هستند، برای شهدا احترام قایلند. آنها برای دفاع از وطن کار خود را درست انجام داده اند.

 

ما بر اساس تحلیل می گوییم حکومت دارد از این شهدا استفاده ی ابزاری می کند و این موجب وهن آنهاست. ممکن است حکومت بگوید که این اقدام نوعی احترام به شهداست. اگر واقعا به چنین چیزی معتقدند چرا در مقابل خانه، دولت، مجلس و قوه قضاییه این کار را نمی کنند.

 - کدام تحلیل؟ کدام دلیل؟ چرا حتی یک مورد از استفاده ی ابزاری از شهدا بیان نمی شود؟

خبرنامه امیر کبیر: طی سه سال اخیر، موارد اعتراض زیادی به این پروژه در دانشگاه ها شده و مصداق وهن اینجاست که دانشجویان به آنچه بهشان تحمیل شده باشد احترام نمی گذارند.

 

اعلایی: اینجا بحث، بحث حکومت است نه خانواده ی شهدا، همه ی شهدایی که در دانشگاه ها دفن می شوند گمنام هستند و حکومت متولی امر است نه خانواده ها! خانواده ی شهدا می توانند اعتراض ویژه کنند، ولی موضوع حکومتی است. رفتار حکومت با جامعه مدنی و احزاب نیز به گونه ای شکل گرفته که گویی چون سنگ لحدی مانع فعالیت آنهاست. دولت می تواند ادعای وکالت خانواده ی  شهدا را بکند، همانگونه که احمدی نژاد را برآمده از آرای کل مردم می داند.

 

خبرنامه امیر کبیر: بحث شهدای گمنام، آیا جایگاه واقعی دارند؟

 

اعلایی: پاسخ مشکل است. تعداد اسرا و شهدا در یک جنگ به طور دقیق مشخص نیست و در اثر اتفاقاتی ممکن است پیدا شوند. ما بخش عمده ی زمین هایمان در غرب و جنوب هنوز مین گذاری است و پاکسازی نشده و هنز ممکن است شهدایی باشند که پیکرهایشان پیدا نشده باشد. مثلا در جنبشهای مدنی در بسیاری از کشورها وقتی تعدادی کشته می شوند، تعداد دقیق مشخص نیست. در ۱۵خرداد خمینی گفت که ۱۵۰۰۰کشته دادیم در حالی که آمار رسمی از  خرداد تا انقلاب حدود ۲۴۰۰نفر بود. ما نمی توانیم به قطعیت بگوییم که کشته شدگان فقط همین ۲۴۰۰ نفر بودند، زیرا بسیاری از اینها اصلا شناسایی نمی شوند. در جنگ که شما صدها هزار نفر کشته دارید احتمالات خیلی بالاست و ادعای راست بودن آن را نمی توان رد کرد.

 

خبرنامه امیر کبیر: و وظیفه ی دانشجویان؟

 

اعلایی: دانشجویان خود وظیفه ی خود را بهتر می دانند. من اگر دانشجو بودم اجازه ی این کار را نمی دادم.

 

با تشکر از وقتی که در اختیار ما قرار دادید.


جمعه 25 بهمن 1387

ادامه ی نقد مصاحبه

نویسنده: محمدرضا هوشیارزاده   

1)گفته شده که که منافع سیاسی بسیج با حفظ و تداوم رفتار های دولت گره خورده. بسیج تشکلی است که از سال ها قبل کار خود را آغاز کرده و حرکت خودش را در طول سال ها تداوم بخشیده، در هر دوره ی زمانی و در هر دولتی کار خودش را انجام داده. و منافع بسیج(که جدا از منافع ملی و مذهبی کشور نیست) ربطی به دولت ندارد. دلیل اینکه بسیج از تدفین شهدا در دانشگاه حمایت می کند به خاطر منافع بسیار زیاد آن است که در پست قبلی ذکر شد. در ضمن آرمان های بسیج جدای از آرمان های شهدا نیست. وطبیعی است که این تشکل به دلیل علاقه ی خود به شهدا در برگزاری مراسم شرکت فعال داشته باشد.

2)گفته شده که علما و فقهای مستقل به طور قطع و یقین با این حرکت مخالفند. البته هیچ فردی معرفی نشده و هیچ دلیلی هم برای این ادعا آورده نشده است. در راستا همچنین از کلیه ی مراجع تقلید استفتا شده است و همگی آن بزرگواران ضمن تایید این حرکت پیام هایی در رابطه با برگزاری آن منتشر کرده اند.

متن زیر عینا از سایت autnews.us برگرفته شده است:

خبرنامه امیرکبیر: به سراغ موضوعات مورد نظر برویم. در اواخر ترم گذشته شاهد دفن شهدا در دانشگاه تهران در ایام تعطیلی کلاس ها بودیم، با توجه به اینکه در چند سال گذشته در روندی در اکثر دانشگاه های بزرگ این اتفاق صورت گرفته، گویا عزمی برای ادامه نیز وجود دارد، ما می خواستیم تحلیل مجموعه شما را در رابطه با اصرار بر ادامه دفن شهدا در دانشگاه بدانیم؟

 

یک نکته در مورد دفن شهدا در دانشگاه ها باید مورد توجه قرار بگیرد. این پروژه به هیچ عنوان خاستگاه شرعی و ارزشی ندارد و کاملا پروژه ای سیاسی و تبلیغاتی است و دولت نهم برای اقناع دیگران از این پوشش استفاده می کند که به دلایلی که خواهم گفت صحت ندارد و دانشجویان هوشیارانه با این پروژه مخالف هستند. دلایل مخالفت بنده با این حرکت در ۵ مورد خلاصه می شود.

 

اول اینکه این حرکت را باید در یک بستر کلی تر و در ارتباط با دیگر رفتارهای دولت نهم دید. دولت نهم نشان داده است که از مقدسات دینی مردم، آرمان ها و نام ها سوء استفاده کرده و آنها را مصادره به مطلوب می کند. دولت نهم مدعی است که امام زمان دولت را هدایت می کند، آرمان های انقلاب ۵۷ مربوط به رفتار آن هاست، آقای احمدی نژاد رجایی زمانه است و … این حرکت هم در این راستا و در جهت مصادره به مطلوب کردن نام شهدا است و به هیچ عنوان آن ادعای ظاهری مبنی بر تکریم شهدا محقق نمی شود.

 

دلیل دوم این است که این حرکت باعث سوء استفاده نهادهای شبه نظامی همچون بسیج و انصار حزب الله از فضای دانشگاه می شود. کافی است تا شما در دانشگاه سخن و نظری مخالف این نهادها در دانشگاه بزنید و یا برنامه ای در دانشگاه برگزار گردد که بر مذاق ایشان خوش نیاید و در جهت مقاصد سیاسی اینان نباشد، با سوء استفاده از نام شهدا و جایگاه آنان قصد برهم زدن فضا را دارند و در شلوغی و آشوب به پا شده با کسانی که مخالف آن ها هستند، برخورد نمایند.

 

دلیل سوم اینکه حتی اگر بر فرض محال که اینان قصد تکریم شهدا را دارند، خب این راهش نیست. چرا که وقتی شما پوسته و محافظ یک موضوع را شکسته و مغز آن را سرخ و عریان و بی حفاظ، رها کردید، خط توهین را مسلح کرده اید و این یک چاقوی دولبه است. از طرف دیگر وقتی شما یک موضوع را مصادره به مطلوب کردید، نقص شما به پای آن موضوع نیز نوشته می شود. پس اصرار بر انجام این کار، ادعای تکریم را زیر سوال می برد.

 

دلیل چهارم اینکه ببینید قبرستان یک اقتضائاتی دارد. در فضای قبرستانی، شادی وجود ندارد. طرز خندیدن ها، نوع لباس پوشیدن ها و دیگر رفتار و حرکات، متناسب با فضای قبرستانی تغییر می کند. اما دانشگاه همچون متن جامعه اقتضائات خود را دارد و شادی و غم آن به مناسبت وجود دارد و دیگر رفتارها و هنجارها و عرف آن تقریبا همچون متن جامعه، عادی است. حال اهداف این کار چیست؟ فضای دانشگاه قبرستانی شود؟ یا مهم نیست قبر چندین شهید در این دانشگاه هست و خنده ها و شادی ها و دیگر رفتارها سر جای خود هستند؟ آیا این باعث لوث شدن و بی اعتنایی نمی شود؟

 

دلیل آخر هم این است که دولتمردان نهم ادعا می کنند که همه دانشجویان از این پروژه استقبال می کنند و آن را می پسندند که آشکارا این دروغی بزرگ از زبان دانشجویان است. وگرنه تا به حال در کدام دانشگاه اجازه داده اند تا بحثی در این مورد شکل بگیرد و مناظره ای و پرسشی و پاسخی در کار باشد؟ و همیشه با ارعاب و زور و در روزهای تعطیل و نزدیک به تعطیل این کار انجام شده که خود جای سوال دارد و مشکوک است.

 

خبرنامه امیرکبیر: با توجه به صحبت شما چند سوال مطرح است. اول اینکه اشاره کردید. این پروژه سیاسی است. اما چرا دفن شهدا در دانشگاه؟ آیا فقط تبدیل مکان دفن به پاتوقی برای نیروهای انصار و بسیج مورد نظر بوده است؟

 

خب، علاوه بر پاتوق کردن، یک نمایش تبلیغاتی هم هست. برای پایگاهی که دولت نهم سعی می کند در دانشگاه به وجود بیاورد و حفظ کند. دولت نهم در جامعه که با برگزاری نمایش تبلیغاتی بی فایده گشت ارشاد که اخیرا هم ارتباطش با دولت نهم، علی رغم ادعای قبلی این ها با حرف های آقای محصولی وزیر کشور مشخص شد، قصد این کار را دارد، در دانشگاه هم همین قصد تبلیغاتی را دنبال می کند تا به پایگاه خود نشان داده باشد البته به صورت ظاهری که به دنبال حفظ یک سری ارزش هاست.

 

خبرنامه امیرکبیر: کدام پایگاه؟

 

نهادهای شبه نظامی در دانشگاه، مثل بسیج و کسانی که منافع سیاسی آن ها گره خورده با حفظ و تداوم رفتارهای دولت نهم است.

 

خبرنامه امیرکبیر: یعنی فقط نهادهای شبه نظامی یا همان میلیشیای غیر مسلح مورد نظر شماست، یعنی پایگاه اجتماعی مورد نظر مثلا در قم وجود ندارد؟

 

اگر منظور شما علما و فقهای غیر حکومتی و مستقل و شجاع قم باشد که آنان به طور قطع و یقین با این حرکت مخالف هستند.

 

خبرنامه امیرکبیر: سوال بعدی اینکه گفتید به رفتار مصادره به مطلوب دولت نهم اعتراض دارید و به نحوی خواهان این هستید که عمل و رفتار اصداری به طلب و خواست دانشجو باشد. ولی خودتان اشاره کردید که به دانشجویان اجازه ندادند و فضای غالب در چند سال گذشته فضای ارعاب و تهدید و لشکرکشی بوده است، با این اوصاف پیش بینی شما از ادامه پروژه سیاسی دفن شهدا و عکس العمل دانشجویان چیست؟

 

ببینید دانشگاه در طول تاریخ نشان داده که حرف خودش را به طور موثر به گوش همه خواهد رساند و ارعاب و تهدید هم نمی تواند آن را ساکت کند. اصلا طبق قانون اساسی نه تنها دانشجویان بلکه همه ی مردم آزادند که حرف خود را بزنند و انتقاد کند. تا به حال این گونه بوده که دانشجویان در مورد دفن شهدا در دانشگاه به صورت کاملا مسالمت آمیز و مدنی اعتراض و انتقاد کرده اند و از این به بعد هم همین گونه خواهد بود و مطمئن باشید که دانشجویان حق و حقوق خود را می شناسند و ساکت نمی نشینند و همه صدای اعتراض و مخالفت آنان را خواهند شنید.


 

حال بیاید این مصاحبه را بررسی کنیم:

1)  گفته شده است که تدفین شهدا به هیچ عنوان خاستگاه شرعی و مذهبی ندارد و صرفا کاری سیاسی است. این سخن درست نیست زیرا دلایل بسیاری مبنی مثبت بودن این کار وجود دارد که چند مورد را در این رابطه بیان می کنیم:

- امام خمینی فرموده اند" تربت پاک شهیدان تا ابد میعاد گاه عاشقان و عارفان و دارالشفای آزاد گان و دلسوختگان خواهد بود"در احادیث و اعتقادات ما نیز موارد بسیاری راجع به اهمیت زیارت مقبره ها و زنده بودن شهدا وجود دارد. مقبره ی شهدا به خودی خودموجب برکات بسیاری برای دانشگاه خواهد بود

- تدفین شهدا در دانشگاه ایجاد فضا برای معرفی دستاورد های انقلاب خواهد بود. انقلابی که همه ی مردم ایران در آن سهیم هستند.

- انسان کامل در اسلام "شهید" معرفی شده است انسانی که در سخت ترین شرایط و در کوران حوادث راه درست را شناخت و برای رسیدن به هدف از همه دارایی خود گذشت. شهید  الگو و آرمان همه ی ماست. وجود مقبره ی شهدا باعث می شود که ما دانشجویان راه خود را گم نکنیم و هدف خود را از یاد نبریم.

- طرز معماری خانه و خیابان در میزان مذهبی بودن آن موثر است. وجود مقبره ی شهدا در دانشگاه هم همین تاثیر را دارد.

- شهدا بدون دلیل جان خود را فدا نکردند. بی شک اهدافی داشتند. هر گاه نگاهمان به مقبره شهدا می افتد به ما یادآوری می شود که این بار امانت به چه سختی به دست ما رسیده است و اینکه چه وظیفه ی سنگینی بر دوش ما گذاشته شده است.

- شهید و شهادت باعث بالا بردن روحیه ی فدا کاری در راه ملت و مذهب می شود.

- مفبره ی شهدا جایی خواهد بود برای افراد معتقد که وقتی دلشان گرفت بروند چند دقیقه بنشینند و فکر کنند و توسل.

2) حال به بررسی دلایل مطرح شده می پردازیم. گفته شده که دولت نهم از مقدسات و آرمان های آنان به نفع خود و برای پوشاندن اشتباهات خود استفاده می کند. اگر هم که چنین باشد(که باید بررسی شود) این اشکال دولت است و نه اشکال تدفین شهدا در دانشگاه، جنبش دانشجویی همان گونه که که در گذشته به نقد دولت پرداخته می توتند در این صحنه وارد شود و جلوی سوء استفاده از این مراسم را بگیرد. ولی این دلیل نمی شود که یک کار خوب و مفید را به دلیل اینکه ممکن است از آن سوء استفاده شود انجام نداد. علاوه بر این چند سال از تدفین شهدا در دیگر دانشگاه ها می گذرد ولی دیده نشده که دولت از این کار سوء استفاده کرده باشد، خود دبیر انجمن سابق هم هیچ مورد خاصی را ذکر نکرده است.

3) بیان شده است که تدفین شهدا در دانشگاه باعث می شود نیروهای بسیجی از این اقدام سوء استفاده کرده و در شلوغی و آشوب به پا شده با مخالفان برخورد نمایند. اولا که مگر قرار است انجمن اسلامی در دانشگاه آشوب و شلوغی به پا کند که نگران به هم خوردن آن است؟ دوما که مگر بسیج در دانشگاه مسول کنترل شلوغی است که بخواهد از شهیدان سوء استفاده کند؟ سوما که در دیگر دانشگاه ها هه که شهدا در آنجا دفن شده اند، بار ها تحصن هایی در امور صنفی و سیاسی رخ داده است ولی هیچ کس از مقام شهدا برای برهم زدن جمع دانشجویان استفاده نکرده است.

4) گفته شده است که وقتی موضوع شهدا مصادره یه مطلوب شود نقص افراد هم به پای شهیدان نوشته می شود. این موضوع صحت ندارد. همه ی ما شهدا و آرمان های آنان را می شناسیم و نقص دیگران به خودشان مربوط می شود نه به شهدا. حتی اگر بعضی افراد شهدا را الگوی خود مطرح کنند و دارای نقص و خطا باشند به این معنا ست که در تبعیت از الگوی خود کوتاهی کرده اند. نه اینکه الگوهایشان اشتباه کرده اند!

5)درابطه بادلیل چهارم باید به موضوعات زیر توجه کرد:

- مقبره ی چند شهید در دانشگاه آنجا را به قبرستان تبدیل نمی کند

- این گفته که در قبرستان شادی وجود ندارد درست نیست. همه ی ما شاهد آن هستیم که در جشن ها و اعیاد در قبرستان ها هم گل و شیرینی پخش می شود. و خانواده های شهدا هم برای تبریک اعیاد به قبور شهدا ی خود می روند. خود شهدا هم انسان هایی بسیار شوخ طبع و گشاده رو بوده اند.

- رفتار و هنجار انسان مربوط به یک مکان و زمان خاص نمی شود. به عنوان مثال این درست نیست که فقط در ماه رمضان نباید گناه کرد. انسان در همه حال باید هنجار های درست را رعایت کند. در ضمن شهدا که قرار نیست در تمام دانشگاه دفن شوند. مقبره ی تدفین آنان در یک محل خاص خواهد بود که آن محل اقتضائات خاص خود را دارد نه همه جای دانشگاه.

6) هیچ وقت و در هیچ جایی بیان نشده است که همه ی  دانشجویان با تدفین شهدا مخالفند. در همه ی دانشگاه ها نیز بحث در مورد این مراسم وجود داشته و کسی جلوی حرف زدن دیگران را نگرفته است.(برای مثال همین نشریاتی که در دانشگاه در مخالفت با این امر پخش می شوند نشانه ی وجود امکان بحث و گفتگو است)

7) همچنین گفته شده است که چرا تدفین در روز های تعطیل برگزار می شود. دلیلش بسیار واضح است، اگر تدفین در روزی برگزار شود که کلاس ها برقرار است برگزار شود کسی مجال شرکت در مراسم را نمی یابد. و یا اینکه مجبور می شود از کلاس درس خود بگذرد که درست نیست.

در پست بعدی به نقد  بقیه ی مصاحبه خواهم پرداخت

پنجشنبه 24 بهمن 1387

مقدمه

نویسنده: محمدرضا هوشیارزاده   

همان طور که می دانید قرار است چند تن از شهدای گمنام در دانشگاه ما دفن شوند.

شهدای گمنام... شهدایی که در راستای هدف ها ی والا ی خود جان و مال و نام خود را فدا کردند. شهدایی که آرمان و الگوی تمام انسان های آزاده اند. در چند سال اخیر شاهد دفن شهدا در دیگر دانشگاهها نیز بوده ایم. البته این مراسم ها همیشه آرام برگزار نشده و با اعتراض هایی همراه بوده است. قصد من بررسی این موضوع است که " چرا این همه نظرات مخالف در مورد این مراسم مطرح شده؟" و چرا این مراسم که به خودی خود مثبت و ارزنده است این قدر مورد انتقاد قرار گرفته است؟

در این راستا انتقادات و نظرات از دیگر سایت ها و وبلاگ ها جمع آوری شده و مورد بررسی قرار می گیرد. از شما نیز خواهشمندیم هر گونه سوال یا نظری در این رابطه دارید با ما در میان بگذارید تا در اسرع وقت پاسخ داده شود

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :